خسته تر از همیشه
در دست های تو
دنیا
دروغین است
چشم ات همه آهن
پایت همه تردید
دستت همه کاغذ
این فردا که فراز دارد می بینی
قلب بزرگ ماست
دریا درون سینه ام جاری ست
با قایق تردید
با ارتفاع موج ها ، شلاق
در من همه فانوس ها
خاموش می شوند
گل ها معلق در فضا
یکریز می گریند
سنگین یک چیدن
سر پنجه ی بی اعتنای تست
و قلب مغموم کبوترها
در اصطکاک لحظه های دام
با سرخی شفاف
در انتظار مهربانی های چشمان اند
پایت همه خسته
دستت همه بسته
در من طنین آبشاران نیست
در دست های تو
دنیا دروغین است
این چه شوریست که در دور قمر میبینم
همه آفاق پر از فتنه و شر میبینم
هرکسی روز بهی می طلبد از ایام
علت آن است که هر روز بدتر میبینم
ابلهان را همه شربت ز گلاب و قند است
قوت دانا همه از خون جگر میبینم
اسب تازی شده مجروح به زیر پالان
طوق زرین همه بر گردن خر میبینیم
دختران را همه در جنگ و جدل با مادر
پسران را همه بد خواه پدر میبینم
هیچ رحمی نه برادر به برادر دارد
هیچ شفقت نه پدر را به پسر میبینم
پند حافظ بشنو خواجه برو نیکی کن
که من این پند به از گنج و گوهر میبینم
بده … بدبد … چه امیدی ؟ چه ایمانی ؟
کرک جان ! خوب می خوانی
من این آواز پاکت را درین غمگین خراب آباد
چو بوی بالهای سوخته ت پرواز خواهم داد
گرت دستی دهد با خویش در دنجی فراهم باش
بخوان آواز تلخت را ، ولکن دل به غم مسپار
کرک جان ! بنده ی دم باش
کودک نزاده
بی تیر چراغ جاده افروز
شانه های جاده
تهی مانده
فرسوده و ایستاده
بی نیمکت انتظار که بر آن توان نشست
اینجا در نیمه ی راه
تنهای تنها
همه جا تاریک
تن جاده نمناک
بر سینه ی جاده می لغزم
- نوری نیست تا سایه ای حتی از شبحه ای چالاک توان دید -
آغوش اش از شهوت بوی ناک است
سیه از سختی ی محبتِ ناپاک است
من که اینجا را دیده ام
باز هم دلم برای تو طفل نزاده می گیرد
ای کاش می شد بی خواب دیدن خوابید
ای کاش می شد خاطره ها رو خواب ندید
ای کاش می شد از یاد می رفت مسافری که رفته
ا ی کاش می شد بی زنجیر گذشته آسوده دوید
رفت و رفت تا مثه باد
به سرزمین بی یاد
سرزمین بی خاطره و رویا رسید
خورموه همین ساعت و تاریخ، اتاق خوابم
******
نه دلم تنگ نشده واسه ی دیدنه تو،
واسه بوی گل یاس واسه ی عطر تنه تو،
نه دلم تنگ نشده واسه ی بوسیدن تو،
...ادامه مطلب
برای گفتن من، شعر هم به گِل مانده
نمانده عمری و نمانده عمری و صد ها سخن به دل مانده
صدا، صدا که مرحم فریاد بود زخم مرا
به پیش درد عظیم دلم خجل مانده
...ادامه مطلبخیلی سخته که زاده ی جایی باشی اما اونجا مال تو نباشه.
خیلی سخته که زاده ی جایی باشی اما مال اونجا نباشی.
خیلی سخته که اهل جایی باشی اما اونجا مال تو نباشه.
خیلی سخته که اهل جایی باشی اما مال اونجا نباشی.
خیلی سخته که زاده و اهل خاکی باشی که به اندازه ی تاریخ ازش خاطره و به اندازه ی روزهای عمر خورشید توی اون خاک عزیز داری، اما اونجا مال تو و تو مال اونجا نباشی.
خیلی سخته که مثل مهدی اخوان ثالث بگی :
...ادامه مطلببه کسی بر نخوره بر نخوره
من یکی پنجرمو می بندم
این همه پنجره ی باز بسه
من به قاب آینه می خندم
به کسی برنخوره بر نخوره
من یکی پیش خودم میمونم
در شب بی کسی و بی حرفی
برای دل خودم می خونم
نمی شه غصّه ما رو ٬ یه لحظه تنها بذاره
نمی شه این غافله ٬ ما رو تو خواب جا بذاره
ما رو تو خواب جا بذاره
دلم از اون دلای ٬ قدیمیه از اون دلاست
که می خواد عاشق که شد ، پا روی دنیا بذاره
پا روی دنیا بذاره
دوست دارم یه دست ، از آسمون بیاد ما دوتا رو
ببره از اینجا و ٬ اون ور اَبرا بذاره