زردتشت ده اسپئ كہ

دل نوشته‌های سپنته آرمئیتی(اسپندارمذ) ر.فرد

« خسته تر از همیشه »

خسته تر از همیشه

در دست های تو
دنیا
دروغین است
چشم ات همه آهن
پایت همه تردید
دستت همه کاغذ
این فردا که فراز دارد می بینی
قلب بزرگ ماست
دریا درون سینه ام جاری ست
با قایق تردید
با ارتفاع موج ها ، شلاق
در من همه فانوس ها
خاموش می شوند
گل ها معلق در فضا
یکریز می گریند
سنگین یک چیدن
سر پنجه ی بی اعتنای تست
و قلب مغموم کبوترها
در اصطکاک لحظه های دام
با سرخی شفاف
در انتظار مهربانی های چشمان اند
پایت همه خسته
دستت همه بسته
در من طنین آبشاران نیست
در دست های تو
دنیا دروغین است

ساعت ٩:٤٦ ‎ق.ظ ; جمعه ۱۳ آذر ۱۳۸۸
دل پویه هایی از این دست: شعر و گلسرخی خسرو


«   »

چرخ برهم زنم ار غیر مرادم گردد

من نه آنم که زبونی کشم از چرخ فلک

ساعت ۱۱:٢٦ ‎ق.ظ ; جمعه ٢٩ آبان ۱۳۸۸
دل پویه هایی از این دست: حافظ و شعر


« این چه شوری‌ست »

این چه شوریست که در دور قمر میبینم

همه آفاق پر از فتنه و شر میبینم

هرکسی روز بهی می طلبد از ایام

 علت آن است که هر روز بدتر میبینم

ابلهان را همه شربت ز گلاب و قند است

قوت دانا همه از خون جگر میبینم

اسب تازی شده مجروح به زیر پالان

طوق زرین همه بر گردن خر میبینیم

دختران را همه در جنگ و جدل با مادر

پسران را همه بد خواه پدر میبینم

هیچ رحمی نه برادر به برادر دارد

هیچ شفقت نه پدر را به پسر میبینم

پند حافظ بشنو خواجه برو نیکی کن

که من این پند به از گنج و گوهر میبینم

 

ساعت ٧:۳٠ ‎ب.ظ ; شنبه ۱٦ آبان ۱۳۸۸
دل پویه هایی از این دست: شعر و حافظ


« آواز کرک »

بده … بدبد … چه امیدی ؟ چه ایمانی ؟
کرک جان ! خوب می خوانی

من این آواز پاکت را درین غمگین خراب آباد
چو بوی بالهای سوخته ت پرواز خواهم داد
گرت دستی دهد با خویش در دنجی فراهم باش
بخوان آواز تلخت را ، ولکن دل به غم مسپار
کرک جان ! بنده ی دم باش 

...ادامه مطلب
ساعت ٩:۳٦ ‎ب.ظ ; دوشنبه ۱ تیر ۱۳۸۸
دل پویه هایی از این دست: شعر و اخوان ثالث مهدی


« جاده 2 »

کودک نزاده

بی تیر چراغ جاده افروز

شانه های جاده

تهی مانده

فرسوده و ایستاده

بی نیمکت انتظار که بر آن توان نشست

اینجا در نیمه ی راه

تنهای تنها

همه جا تاریک

تن جاده نمناک

بر سینه ی جاده می لغزم

- نوری نیست تا سایه ای حتی از شبحه ای چالاک توان دید -

آغوش اش  از شهوت بوی ناک است

سیه از سختی ی محبتِ ناپاک است

من که اینجا را دیده ام

باز هم دلم برای تو طفل نزاده می گیرد

ساعت ٢:۳۱ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ۱۳ خرداد ۱۳۸۸
دل پویه هایی از این دست: شعر و بافته های خودم


« دل تنگ »

ای کاش می شد بی خواب دیدن خوابید

ای کاش می شد خاطره ها رو خواب ندید

ای کاش می شد از یاد می رفت مسافری که رفته

ا ی کاش می شد بی زنجیر گذشته آسوده دوید

رفت و رفت تا مثه باد

به سرزمین بی یاد 

سرزمین بی خاطره و رویا رسید

                                                      خورموه همین ساعت و تاریخ، اتاق خوابم

******

نه دلم تنگ نشده واسه ی دیدنه تو،
واسه بوی گل یاس واسه ی عطر تنه تو،
نه دلم تنگ نشده واسه ی بوسیدن تو،

 

...ادامه مطلب
ساعت ۱:٥۳ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ۸ اردیبهشت ۱۳۸۸
دل پویه هایی از این دست: شعر و اندی و متن ترانه و بافته های خودم


« درد »

برای گفتن من، شعر هم به گِل مانده

نمانده عمری و نمانده عمری و صد ها سخن به دل مانده

صدا، صدا که مرحم فریاد بود زخم مرا

به پیش درد عظیم دلم خجل مانده

...ادامه مطلب
ساعت ۱٢:٥٩ ‎ق.ظ ; یکشنبه ۳٠ فروردین ۱۳۸۸
دل پویه هایی از این دست: متن ترانه و شعر و اقبالی داریوش


« من اینجا بس دلم تنگ است »

خیلی سخته که زاده ی جایی باشی اما اونجا مال تو نباشه.

خیلی سخته که زاده ی جایی باشی اما مال اونجا نباشی.

خیلی سخته که اهل جایی باشی اما اونجا مال تو نباشه.

خیلی سخته که اهل جایی باشی اما مال اونجا نباشی.

خیلی سخته که زاده و اهل خاکی باشی که به اندازه ی تاریخ ازش خاطره و به اندازه ی روزهای عمر خورشید توی اون خاک عزیز داری، اما اونجا مال تو و تو مال اونجا  نباشی.

خیلی سخته که مثل مهدی اخوان ثالث بگی :

...ادامه مطلب
ساعت ۱٢:۱٦ ‎ب.ظ ; جمعه ٢۱ فروردین ۱۳۸۸
دل پویه هایی از این دست: شعر و اخوان ثالث مهدی


« به کسی بر نخوره »

به کسی بر نخوره بر نخوره
من یکی پنجرمو می بندم
این همه پنجره ی باز بسه
من به قاب آینه می خندم
به کسی برنخوره بر نخوره
من یکی پیش خودم میمونم
در شب بی کسی و بی حرفی
برای دل خودم می خونم

...ادامه مطلب
ساعت ۱:٠٦ ‎ب.ظ ; جمعه ٧ فروردین ۱۳۸۸
دل پویه هایی از این دست: شعر و متن ترانه و قنبری شهریار


« دوست دارم »

نمی شه غصّه ما رو ٬ یه لحظه تنها بذاره
نمی شه این غافله ٬ ما رو تو خواب جا بذاره
ما رو تو خواب جا بذاره
دلم از اون دلای ٬ قدیمیه از اون دلاست
که می خواد عاشق که شد ، پا روی دنیا بذاره
پا روی دنیا بذاره
دوست دارم یه دست ، از آسمون بیاد ما دوتا رو
ببره از اینجا و ٬ اون ور اَبرا بذاره

...ادامه مطلب
ساعت ٩:٤۱ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ٥ فروردین ۱۳۸۸
دل پویه هایی از این دست: متن ترانه و نوری محمد و شعر